ミ★ミخط خطی هاミ★ミ

باوردارم درروزی که مهر نمیتابد چشمه ها نمی جوشند دلها سنگ میشوند اشکها یخ میزنند و غنچه ها نشکفته می خشکند تو می ایی...

تو ای سوار سبز پوش وزیبا قامت من.می ایی و گل از زیبایی رخت شرمسار میشود وجرات پیدا شدن ندارد و سرو از قامت تو یارای ایستادن.

می ایی با کوله باری از بهاری بی خزان.

ای خرم از فروغ رویت لاله زار عمر   بازا که ریخت بی گل رویت بهار عمر

هرگاه که نهال امیدم پژمرده می شود به چشمه ی کمیل میشتابم و عطش سوزناکم را سیراب میکنم.

بوی جمعه می اید ای نسیم....بوی پیراهن یوسف دوران را به سرزمین من بیاور تا دیدگانم را بینایی بخشد.

دلیل بقای هستی بیا تا کهنسال انتظارمان با ثمره ی وصلت شادمان کند...



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت